محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

3594

تاريخ الطبرى ( فارسي )

گفت : « پرچمهايى كه مدتها يار حق بوده و مدتها يار باطل بوده و از هر يك نصيبى داشته . به خدا با شما نبرد مىكنم و از نبردتان نيكى ذخيره مىكنم ، شما ربيعه‌ايد و من شبيبم ، ابو المدله ، حكميت خاص حكيم است اگر مىخواهيد ثبات كنيد . » گويد : آنگاه به آنها حمله برد روى بند بود ، مقابل خندق ، و آنها را پراكنده كرد . پرچمداران قبيصة بن والق و عبيد الله بن حليس و نعيم بن عليم ثبات كردند و كشته شدند و پهلوى چپ به تمامى هزيمت شد و كسانى از مردم بنى تغلب بانگ بر آوردند كه قبيصة بن والق كشته شد . شبيب گفت : « اى گروه مسلمانان قبيصة بن والق تغلبى را كشته‌ايد ، خداى تعالى گويد : « * ( وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِي آتَيْناه آياتِنا فَانْسَلَخَ مِنْها فَأَتْبَعَه الشَّيْطانُ فَكانَ من الْغاوِينَ 7 : 175 ) * » [ 1 ] يعنى : حكايت كسى را كه آيه هاى خويش را به دو ( تعليم ) داديم و از آن به در شد و شيطان به دنبال او افتاد و از گمراهان شد براى آنها بخوان . اين مثل قبيصة بن والق پسر عموى شماست ، كه پيش پيغمبر خداى صلى الله عليه و سلم رفت و اسلام آورد ، سپس با كافران به جنگ شما آمد آنگاه بر پيكر قبيصه بايستاد . و گفت : « واى تو اگر بر اسلام نخستين خويش ثبات ورزيده بودى نيكروز بودى . » گويد : پس از آن شبيب از جانب پهلوى چپ بر عتاب بن ورقا حمله برد كه سالار آن محمد بن عبد الرحمن بود كه بر پهلوى راست همراه گروهى از بنى تميم و همدان نبرد كرد و نيكو نبرد كردند و همچنان ببودند تا بيامدند و به آنها گفتند عتاب ابن ورقا كشته شد كه پراكنده شدند . گويد : عتاب بن ورقا در قلب سپاه بر فرشى نشسته بود ، زهرة بن حويه نيز با

--> [ 1 ] اعراف آيه 174